X
تبلیغات
نماشا
رایتل

دیوار ترک خورده...ابرای بی انصاف...عطر کاهگل بارون خورده...

سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:07 ب.ظ


پــایـــــیـــــزی که امـــــروز دیــدم...

صبـــــــح...

ایستگاه تاکسی...انتظار...باد سرده پاییزی...هوای ابری...انتظار...خیابونای سرد و بی روح...


ظهـــــــــر...

کوچه...سرو سبـــز، سپیــــدار زرد، خرمالوی نارنجـــی...حصار کاهگلی ترک خورده...بغض آسمون...


عصــــــــر...


پنجره...نم نم بارون...بغض آسمون برای اولین بار تو پاییز ترک برداشت...خیابونای خیس،کوچه خیـــس...بوی کاهگل...


...غروبـــــــــــــــــــــــــــ پاییزی...

...دلهــــــــــــــــره،نگـــــــرانی...


نگرانم برای دیوار کاهگلی،همون دیوار قدیمیه وسط کوچه که مثه یه نخ بسته شده دوره سپیدار و کاج  و خرمالو...انگار که کادو پیچشون کرده باشن...نگرانم برای دیوار ترک خورده ای که یکی از همین روزای پاییزی فرو میریزه و جاشو میده به یه دیواره سرد و بی روح،به آجر،سنگ،سیمان...چهره ی پاییزی کوچه کامل میشه وقتی دیواره کاهگلی حذف بشه و جاش سنگ سرد خاکستری....پاییزه سرد...

********
خوب یادمه وقتی که خیلی ساله پیش داشتن این دیوار رو کاهگل میکردن،اون موقع بچه مدرسه ای بودم دو روز طول کشید تا دور تا دوره خونشونو کاهگل کنن.صبح که میرفتم مدرسه هوا پر بود از کاه و زمین پر از خاک...ظهر که برمیگشتم گوشه ی زمین خالیه کنار خونشون پر از گل بود و کاه که دو تا مرد با پای برهنه داشتند گلها رو لگد میکردن و بالا و پایین میرفتند...وقتی صدای یا الله بلند میشد میرفتم تو کوچه و نیگا میکردم که چه جوری کاهگل میکنن...کل محله پر بود از عطر کاهگل،درست مثه امروز ...نم نم بارون،عطر کاهگل و دیوار ترک خورده...

گاهی دلم از همین چیزای کوچیک میگیره...امروز پاییز رو دوست نداشتم...سرد بود...

امروز بارونو دوست نداشتم...امروز ابرا بی انصاف بودن...کاش بغض آسمون ترک برنداشته بود!!

نظرات (26)
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:35 ب.ظ
پاییز زشتی نداره،دوست داشتنه ما بخاطره چیزای دیگه است،پاییز همیشه برام زیباست مخصوصا وقتی تنها نباشم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زشت نیست
من امروز دوستش نداشتم

پاییز و هوایه پاییزی همیشه دونفر رو میطلبه
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:07 ب.ظ
عجب روزی بوده بانو

همه چی یه روزی عوض میشه 4
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:10 ب.ظ
سلامم وانیا جان
این روزا مداوم بارون داریم....ولی انگار سنگ وآهن و سیمان
نمی ذارند بارون رو ببینیم و حس کنیم....
بارون دشت میطلبه....
نمی دونم ربطی به حست داشت عزیز یانه؟....ولی انگاری حس این روزای خودمه...
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:33 ب.ظ
بارونه خیلی زیبایی بود..
سقف خونه ما هم نم داده!
منم نگران بودم..

اما من عاشقه پاییزم!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:49 ق.ظ
منم دیوار کاه گلی را خیلی دوست درم مخصوصا وقتی بارون خورده باشه
حالا کجا بارون میومد؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:26 ق.ظ
اى جانم وانیا
چرا دخترى
بوى کاهگل که خیلى خوبه
دلتو تنگ گرده حتما
ترس دارى برش دارن این دیوارو
تامیتونى استشمام کن این بورو
تو یادت ذخیرش کن
واقعا چه بارونى اومد این چند روز
شاد باشى دخمل:-)
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:15 ق.ظ
دلمون گرفت از رفتن دیوار کاهگلی ها...روح زندگی رو با خودشون برن...وسط این جنگل آهن و آسمونخراش....این سیمان های خاکستری
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:21 ق.ظ

سیلوم آبجولی من اومدم
لینکت کنم؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:27 ق.ظ
خوب یه عکس از این دیوار کاه گلی مینداختی برای ثبت در تاریخ بمونه اینجا.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:44 ق.ظ
پس اگه جایی که ما بودیم بودی چه می گفتی؟
از سقفمون 5-6 جا و از 2 تا پنجره آب میومد تو! چن نفرم رفته بودن رو سقف که بینن چرا آب میاد! اونم یه سقف چوبی فکستنی ! یعنی هر قدمی که بر می داشتن.. من نصفه عمر می شدم و حس می کردم که سقف داره شکم می کنه و میاد روی سرم! اما ... خوب بود! زیر آوار موندن هم عالمی داره!
باورت می شه یکی از بزرگترین وحشت های زندگیم اینه که زیر آوار ... بخصوص آوار زلزله بمیرم؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:55 ق.ظ
آره منم بضی وقتا بدم میاد! مخصوصا اوو ایستگاه تاکسی! اگه بارون بگیره ک هیچی!
وانیا باورت نمیشه از ساعت ۴ تا ۱۰ شب توو میدون نقش جهان اصفهان(شهرتونه دیگه؟) ول بودم شمارتو نداشتم ببینمت...هیچ راه دسترسی بهت نداشتم...ب کیانا تلیدم ولی گوشیش خاموش بود..
کلی حسرت خوردم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:43 ب.ظ
من که کلا پاییز رو دوست ندارم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:43 ب.ظ
وانیا جان پاییز و با تمام گرفتگیش دوست دارم
پاییز مثل شعر می مونه
دلنوشته هات بوی دلتنگی می داد
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:29 ب.ظ
سلام. به اختصار به روزم وانیای عزیز
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 06:35 ب.ظ
نه میشه به خراب شدن دیوار زل زد نه میشه از بارون گذشت...هر دوش سخته
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:36 ق.ظ
یا قدیما با اون آدمای قدیمی با حال بخیر ..

پاییزم پاییز قدیم

ملت هم ملت قدیم ... !!

م ه دی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:32 ق.ظ
سلام
پاییز خیلی وقته که اینجا پاییزه،همش میباره اسمون. جالبه که یه چند روزی بود که سعی میکردم پاییز برام حسای خوب داشته باشه و از بارون لذت ببرم ولی خب دیروز بهم ریخت همه چیز دیگه و چقدر بده توی دل پاییز دل ادم بگیره، یه حس بد و مرگ اور.


راستیییییییییییییییییییییییی داییم اینا چندروز پیش از اصفهان اومده بودن و میگفتن زاینده رود خشکیده اینقد غصه خوردم اخه اون دفعه که ما اومده بودیم اب داشت .وااااااااااااااااااای چقدر زیبا بود ، یعنی من عاشق اصفهان شده بودم وانیا، مردمانش هم خیلی خوب و دوست داشتنی بودن.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:42 ق.ظ
دلم هوای کاهگلی می خواهد از همان ها که خاطرات را پر می دهد در شش هایم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:26 ب.ظ
سلام وانیاجان...
...انگار هر فصلی مال گوشه ای از روح تبعیدی مونه !!
....و پاییز مال ریزش و از نو بنا شدنه !!
...مثل اون دیوار کاهگلی ترک خورده !!..
...
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 04:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 04:32 ب.ظ
نمی دونم چرا پاییز برام همیشه دوست داشتنی و عالیه.
شاید به خاطر اینکه از دست گرمای تابستون نجاتم می ده.
شایدم به خاطر اینکه برگهاش رو خالصانه تقدیم زمین می کنه.
وانیا ، این آهنگت آدم رو دیونه می کنه. دلم می خواد برم یه پست در مورد پاییز بنویسم. من رفتم.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 05:40 ب.ظ
سلام
من اینهمه بهت میگن شما قبول نمیکنی
خب زیاده دیگه سنت رو میگم
من با ۲۰ سال سن کاهگل یادم نمیاد ولی شما..........
امتیاز: 0 0
جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:54 ق.ظ
همیشه پاییز واسم دلگیر بوده ..
بیچاره دیوار کاهگلی ..
امتیاز: 0 0
جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:55 ب.ظ
دینا همیشه همینه وانیا بانو
نمیشه جلویه تغییرات رو گرفت
امتیاز: 0 0
جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:56 ب.ظ
راستی من پاییز رو دوست ندارم یه عالمه خاطره ی بد تو ذهنم دارم که همش تو پایییزه میدونم دلیله خوبی نیست برا دوست نداشتن اما خوشم نمیاد ازش باهاش حال نمیکنم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:44 ب.ظ
خیلی بوی نم بارون و کاهگل خیس خورده رو دوس دارم و میدونم بد بغضم میگیره،بد ...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد