X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

پروازی دیگر...

دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 11:08 ق.ظ



نیمه شعبانی که من بیدار شدم و تو به خواب رفتی...


ذره ذره جلو چشمام آب شدی و من فقط نگات کردم...


رفتی و خونه ی بچگیام به یکباره خاموش شد...


در و دیواره یه خونه ی سرد با دوتا عکس تو  طاقچه ی قدیمی،باغچه بزرگ با درخت انار و گل رز مامان جون...خاطره هایی که هر لحظه تو ذهنم چرخ میخورن منو فراری میده از خونه ایه که یه روزی همه ی امیدم اونجا بود...


بهت،بغض،اشک،آیه هایی که نصفه و نیمه رها میکنم جایی بین مزار تو مامان جون...


تو دنیایه دیگه کناره هم و اینجا رو زمین در آغوش هم و نوه هایی که یه روزی جاشون تو بغلتون بود...الان فقط یه وجب بینتون فاصله ست و ما اینقد بزرگ شدیم که تو این تنگنا دیگه جامون نمیشه...


کاش میشد بازم تو بغلت بچگی کنم زمین بخورم گریه کنم دور تا دوره خونه بچرخم،دوره خودم بچرخم اینقد تاب بخورم تا بیفتم تو بغلت...


نمیدونم چرا طعم همه ی شکلاتای دنیا با آبنباتایی که تو جیبت بود فرق داره...


کاش سکه هایه بچگی رو خرج نکرده بودم 5ریالی، 2ریالی 5،تومنی 10 تومنی کاش قلکه بچگیام نشکن بود...


ماتم،گیجم،گمم،باورم نمیشه رفتین...اما تو وجودم هنوزم فرشته ی مهربونی و قهرمان بچگیام رنگ نباختن...هنوزم برام همون مادر مهربون و پدر زحمتکشن...


هنوزم برام آتشنشان شرکت نفتی همون که با افتخار ازش حرف میزدم همون که طعم پفک های خارجیش منو جدا میکرد از پفک نمکی به دستایه مدرسه...



نظرات (25)
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 12:29 ب.ظ
سلام ؛

دوست خوبم وانیا ، خدمت شما و خانواده ی محترمت تسلیت میگم.

روح ایشون شاد...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 01:01 ب.ظ
منم در غمت شریک بدون
برای بابا بزرگت خوشحالم که دیگه رنج نمی کشه
برای مادربزرگت خوشحالم که دیگه تنها نیست
و امیدوارم خدا به شما صبر بده برای تحمل این داغ
جاشون خالی نباشه
تسلیت میگم وانیا
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 02:12 ب.ظ
وانیا...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 02:21 ب.ظ
...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 02:31 ب.ظ
تسایت میگم وانیای عزیز
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 03:32 ب.ظ
سلام وانیا بانو
تسلیت میگم
خدا رحمتشون کنه
غم از دست دادن پدربزرگا و مادربزرگا خیلی سخته
یه جورایی مرگ کودکی هاست
از خدا براتون طلب صبر دارم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 03:32 ب.ظ
وای خدا باز هم داغ عزیز.
تسلیت میگم عزیزم...چقد اینروزا بچه های بلاگر غمگینن....چقد فضا سنگین شده...
روحشون شاد
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 03:35 ب.ظ
عجب نیمه شعبانی بود امسال
.......دوتا که تا شبش 5-6 بار
اشهد خوندن موندن و........
تسلیت میگم وانیاجان......
اینجوروقتاتسلیت گفتن هم
سخته وفقط می تونم بگم
خدا بهتون صبربده و دلتون
رو آروم بکنه...خدارحمت
کنه بابابزرگ عزیزت رو..
روحشون شاد..........
یاحق...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 04:52 ب.ظ
تنها چیزی که میتونه تو این جور مواقع یه کمی مرهم باشه اینه که دیگه اونها درد نمیکشن. روحشون شاد.
تسلیت میگم وانیای عزیز.
برات قلبی آروم آرزو می کنم.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 07:53 ب.ظ
روحشون شاد
تسلیت میگم بهت وانیا جان
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 08:37 ب.ظ
خیلی متاسفم وانیا ی عزیزم
هرچند که داغ بزرگیه اما برایت صبر آرزو دارم ...
روحشون شاد عزیز دلم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 09:51 ب.ظ
سلام وانیا جانم
تسلیت میگم رفیق
روح پدربزرگ مهربان و مادربزرگ نازنینت در آرامش
یقینا روی ابرها جای خوبیست..
دلت آرام عزیزم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 09:56 ب.ظ
سلام وانیا جانم
تسلیت میگم رفیق
روح پدربزرگ مهربانت شاد
یقینا روی ابرها جای خوبیست...
دلت آرام عزیزم.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 10:08 ب.ظ
سلام عزیزم
تسلیت می گم و امیدوارم در ملا اعلی قرین رحمت الهی باشند
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 11:23 ب.ظ
تسلیت میگم وانیای عزیزم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 11:51 ب.ظ
تسلیت منو بپذیر وانیا جانم...
روحشون شاد..عزیزدل
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 12:58 ق.ظ
نمیدونم چی باید بگم

تو این فاصله ی کم، این اتفاق

قطعا حس خوبی نیست

اون بار مادربزرگ، و این پدربزرگ

کلمات که نمی تونن تسکین دهنده این دردهای بزرگ باشن

فقط امیدوارم خدایی که همیشه و همه جا کنارمون و هوامونو داره یه نیم نگاهی بکنه و به خودت و تمام بازمانده های این دو عزیز صبری بزرگ بده برای درد فراغشون

حرف تو دلم زیاده، اما زبانی نیست برای گفتنشون

برات بهترین لحظات آرزو میکنم وانیای عزیز

امیدوارم خداوند این روزهای سخت هرچه سریعتر ازت دور کنه و لحظات شادی برات به ارمغان بیاره

فقط ازت میخواهم خودتو تو خلوتت محبوس نکنی

میدونم هیچ کدوم ما نمی تونیم غصه هاتو کم کنیم اما حداقل شاید کنارهم بودنمون تسکین بده این دردهارو

بهت تسلیت میگم برای هر دو عزیز دوست داشتنی تازه رفته ات
امیدوارم به این زودیا زود فرشته مرگ سراغ هیچ عزیزی نیاد

روحشون شاد باشه انشالله

از خدا برات فقط و فقط صبر میخواهم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 01:23 ب.ظ
پدر بزرگ هم رفت ... پدر بزرگِ جانم ...
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 01:44 ب.ظ
سلامم
روحشون شاد وانیا جان
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 10:51 ب.ظ
سلام وانیا جان
خوبی؟ خیلی گشتم تا وبتو دوباره پیدا کردم وب قبلیم رو حذف کردم وب جدید و راه انداختم با نام جدید سر بزنی میشناسی خوشحال میشم بادرس جدید لینک کنی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 12:02 ب.ظ
چه غم انگیز است آغوش پر مهرشان را از دست دادن...
پدر بزرگ رفت...همان که برام شعر می خواند و صدایش گوشهایم را از سمفونی عشق می انبارید
مادربزرگ رفت....صورت گرد سپیدش...دستان مخملی اش...قلب رئوف و لبخندهای پر مهرش نقاب خاک در کشید.
.
اشک می ریزم ...چون باران...پشت میز محل کارم...و نمی توانم جلوی دل تنگی ام را بگیرم...
.
تسلیت می گم
.
غم است...سنگین است...
امتیاز: 0 0
شنبه 24 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 05:43 ق.ظ
وقتی که من بچه بودم
خوبی زنی بود که بوی سیگار میداد و اشک های درشتش
از پشت عینک با قرآن می آمیخت ...
آه آن فاصله های کوتاه ...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 03:25 ب.ظ

سلام
خواندمت
فاصله ات با رفتن ها بسی افزون تر از پیش است
نگارشت متفاوت است و حرفهایت متفاوت تر... به من سر بزن نازنین
امتیاز: 0 0
دوشنبه 26 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 09:04 ب.ظ
سلام خواهری
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 10:52 ق.ظ

میدونم عزیزم که روزای سختی داری منم با خوندنت حس و حالم بد شد
از خدا واست طلب صبر میکنم عزیزم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد