X
تبلیغات
رایتل

رقصیدن با رویاهایم

پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 01:09 ب.ظ
  "بوی خوش زن1992"

چند وقتیست دلم رقص میخواهد،رقصی بدونه پیچ و تاب شاید مثله شلنگ تخته رفتنهای بچگی، رها،آزاد...از همان رقصهایی که کسی حواسش بتو نیست مثله روزهایی که وسط جمع بزرگترهایی که قدت به زور به شکمشان میرسید برای خودت قر میدادی و توی خیال خودت زیبا میرقصیدی...درست مثله فرشته ها...

دیشب ، شب رویایی دختر همسایه بود با مردش...از خوبی مجلس همین بس که فقط 4نفر تو را میشناسند.

پیراهن مشکی کوتاهمو پوشیدم...مامان کمربندش رو پشتم برام پایپون کرد...موهامو باز کردم روی شونه هام، جلوی موهامم با گیره نگین دار نقره ای کنار گوشم نگه داشتم...موهامو گرفتم بالا و پشت به بابایی نشستم تا گردنبندمو بست...موهامو که ول کردم موهامو بو کرد و بوسید...کفشای مخمل مشکیمو پام کردمو جلوی آینه چرخ زدم...
توی مجلس دوباره بچه شدم...رقصیدم...رقصیدم اما نه با آهنگ فقط با ریتم ذهنم چرخ زدم...
حس خوبیه رها شدن توی هیاهوی اطرافت،جوری که حس کنی کسی تو رو نمیبینه...فقط خودتی و رویاهات...فقط تویی و آرامش...شاید آرامش تو آغوشه کسی که گرمایه تنش رو حس میکنی و صدایه نفسهاشو میشنوی...دستی که دوره کمرت حلقه شده و پیچ و تاب تنتو نوازش میکنه...
گر گرفتم...کفشامو درآوردمو کف پاهامو چسبوندم به سرامیکای یخ کرده کف سالن...به پشتی صندلی تکیه دادمو محو تماشای عروس زیبایی شدم که تو بغل مردش آروم میرقصید تو بغل مردی که تو عطر زنش غرق شده بود..غرق شده...

نظرات (15)
پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 01:41 ب.ظ
اوم م م م (این اوم را با شکل و شمایل یه ادم در حال فکر و تعمق بخونید که سرم داره تکون میده )

بازم اوم م م م (به همون شکل قبلی بخونید لطفا)

این خود ادم بودن بی قید و شرط و محدودیت خیلی گاهی میچسبه
انگار در قفس باز شده و پرتت کردن تو آسمون و داری برای خودت چرخ میزنی و چرخ میزنی و هیچ قفسی دورت نیست

داری میشی همون وانیا خواهری خودما که پست هاش به ادم میچسبید

راستی من عاشق فیلم "بوی خوش زن" ام
عجب فیلم زیبا و بینظیری بود
دقیقا با همین صحنه رقصش که عکسش گذاشتی قدر کیف کردم
دیدن فیلمش رو به همه توصیه می کنم

در ضمن به کیانا بگو بیا آشتی کنیم، آشتی خوبه ها

جواب کامنت پست قبل رو تازه خوندم؛ می دونی وانیا حتی اگه عمیقا هم باور نداشتی باشی، به نظرم خوبه که بازم حسودیه نباشه، دلیل درست و درمونی براش ندارم اما حسم، دلم بهم میگه این درست تره، هرچند با این دور و زمونه ما یکم سخته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
آره انگار همه دورو برتن اما تو تنهایی یه تنهایی محض و دوست داشتنی
از اونایی که آدما رو میبنی اما خودتو پررنگتر میبینی
فیلم قشنگیه
حس داره گاهی میشه توش نفس کشد مثه خوده آل پاچینو

کاش میشد رشته ها رو بهم وصل کرد باهاشون طناب بافت یه طنابی که پاره نشه
پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 01:42 ب.ظ
بعد از مدت ها یک کامنت متراژی گذاشته ام

تیراژه کجایی ببینی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کامنتات مستدام داداشی کجایی تو؟
پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 01:47 ب.ظ
یه چیز دیگه

اونجا که بابا بوسیدت و اونجا که پاهای گر گرفته تو گذاشتی رو سردی سسرامیک خیلی خوب بودش، خیلی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هان بگو
آره حسایه نابی بودن برا خودمم البته من این حسه گذاشتن پاهام رو سرامیک رو تو همه عروسیا تجربه میکنم چون به کفش پاشنه بلند عتدت ندارم موقعی که نمیرقصم کلا پا برهنم
پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 02:15 ب.ظ
راستی میلاد هدر من چی شد؟
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 02:37 ب.ظ
هدر که دختر خوب گفتم عکسشو اونجور که دوست داری پیدا کن بعد من رو اون اسم وبلاگتو کار میکنم
اگه همه که می خوای به سلیقه خودم باشه که یه بحث دیگه است
اگه عکس خاصی مد نظرته به ادرس میلم بفرست، فردا که خونه ام برات درست می کنم و میفرستم
خوبه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بهلههههههههههههههههههههههه
پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 03:39 ب.ظ
یعنی من موندم میلاد با این کامنتهای طوماری چجوری "هنوز" (میلاد جان این هنوز رو با لحن آدمی که یک دستش به کمر و همزمان یک ابروش بالاست بخوان ) نزده .

خب و اما شما وانیا جان ...
ما میون آدمهایی زندگی میکنی با ساز های منحصر به فرد ،چقدر خوبه اگر بی اعتنا به اطراف ، با ساز خودمون رقصید و چرخید و چرخید ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دلی جونم حسه خوبیست رقصیدن با ساز خودمون
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 03:06 ق.ظ
سلام وانیا ...
خوبی رفیق ؟

اون لینک ما رو هم اصلاح میکنی یجورایی همساده شدیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنونم
درست شد
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:20 ب.ظ
وانیا وانیا جانم.....منم
دووووووووووووووست
این بی قید وبی غل
و غش و با ملودی ِ
ذهن رقصیدن را..
دلم خواست.....
یاحق...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آوا جونم
برقص
خودتو رها کن از این دنیا و تکون بخور همین
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:21 ب.ظ
وانیا وانیا جانم.....منم
دووووووووووووووست
میداااااااااااااااااااااارم
این بی قید وبی غل
و غش و با ملودی ِ
ذهن رقصیدن را..
دلم خواست.....
یاحق...
امتیاز: 0 0
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:43 ب.ظ
وانیا جان الان دیدم هدرو گذاشتی و اون شکلات تلخ بالا هم هست

برو تو قسمت توضیحات عنوان وبلاگت و اونو حذف کن تا این "شکلات تلخ" سفید حذف بشه خواهری و هدرت درست نقش ببنده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام میلاد
خودمم داشتم به اون شکلات تلخ فکر میکردم یه کاره رفته پایین لب دختره مردم نشسته
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:48 ب.ظ
وانیا جان تو مدیریت وبلاگ، قسمت تنظیمات عمومی، توضیحات وبلاگ رو پاک کن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درست کردم
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 02:32 ب.ظ
وای چه حس خوبیه رقصیدن با مردی که تموم آرامش دنیا توی آغوشش جم شده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بهله سارا بانو بهترین حسه هم رویاش هم واقعیتش
یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 01:29 ق.ظ
میدونی وانیا نسبت به این حسا هیچ حسی ندارم،میفهمی منظورمو؟؟

ب میلاد بگو من آشتی نمیکنم اینو کاملا جدی دارم میگـــــــــــم.
تو این دنیا هیچی خوب نیس
اشتی خوب نیس.رابطه خوب نیس. دوس خوب نیس.ادم خوب نیس.دوستی خوب نیس.داداش خوب نیس.هیچی خوب نیس منم هیچی نمیخوام
هرچیم میخای فک کن،من دقیقن همین آدم ع.یم ک داری میبینی :‏|‏
امتیاز: 0 0
یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 02:36 ق.ظ
بلــــــــــــــــــــــــــــــــه

چی بگم من

اشکال نداره کیانا اشتیم نکنی ایرادی نیست، نظرت قابل احترامه برام

اما من همچنان تو دلم به خودم میگم یه خواهر کوچولو دارم که خیلی مهربونه که همیشه هوای داداششو داشته و یادش بوده

الانم یکم قهره باهام، اما ممکن یه روزی که شایدم به همین زودیا باشه اشتی کنه

چون اشتی خوبه ... رابطه خوبه ... دوس خوبه ... ادم خوبه ... دوستی خوبه ... خواهر خوبه ... همه چی خوبه

فقط این مائیم که گاهی عینک تیره میز نیم گاهی عینک روشن
امتیاز: 0 0
یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:49 ب.ظ
نیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت که اگه بود من الان اینی نبودم که هستم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد