X
تبلیغات
رایتل

؟؟

جمعه 3 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 10:56 ب.ظ


خدایا حواست هست داری با من چیکار میکنی؟

لعنتی دوست داشتنی

چهارشنبه 1 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 10:32 ق.ظ

تهران بغضی ترم میکند


تنها چیزیکه اینجا پایبندم میکند،همین درندشت بودنشه


اینجا جاییست که کسی تو را نمیشناسد


ساعتها هم که وسط بلوار کشاورز اشک بریزی یا دم بازارچه پارک لاله ی گوشه کز کنی و زل بزنی به دنیای رونده، دنیا نمی ایستد همه میروند و تو

ساعتها...


اینجا جاییست که همه از تو دورند، فرقی نمیکند همینجا توی تهران باشند یا کیلومترها آنطرفتر...


تهران،لعنتیه دوست داشتنی اینروزها بیشتر دوستت دارم....


بغلم کن

چهارشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 10:32 ب.ظ
درست یکساعت به رفتن، پشیمان میشوم!!
پیام میزنم: کاش قرار نذاشته بودیم....
جواب میدهد: من پیامتو نخوندم .
میدانم اگر دستی به صورتم نکشم مدام غر میزد و هی مسخره ام میکند
عادت دارد اول زل میزند بمن و هرچیزی که بنظرش کم یا زیاد شده را با آب و تاب برای خودم تعریف میکند!!!
اینبار بی حوصله تر از قبلم،خودش هم فهمیده، دست میکشد گوشه ی لبم و رژلب اضافه را پاک میکند....
هرچه بیشتر حرف میزند من ساکتر میشوم....فضای کافه آنقدر نفس گیر است که قبل از اعتراض من، دستم را میکشد و میرویم...
اینبار فقط در آغوشش آرام میگیرم بی هیچ حرفی فقط نفس میکشیم...
نفس و دیگر هیچ...

( تعداد کل: 233 )
<<    1       2       3       4       5       ...       78    >>