اینقدر تند تند راه رفتم که نفسم به شماره افتاد رسیدم سر خیابون و منتظر تاکسی شدم یه نسیمی آروم میخورد به صورتم.... یهو چشمم افتاد بهشون....دیدنشون اینقد حسه خوبی بهم داد که دلم خواست دوباره بچچه بشم و برم به همون روزها.....پدری با دوچرخه ی زهوار در رفته ای دختر کوچولوشو نشونده بود جلوی دوچرخه و پسر کوچولوشم روی ترک بندش نشونده بود...هر کدومشون یه فرفره آبی دستشون بود که تو باد تند تند میچرخیدن... اونا هم از ته دلشون بلند بلند میخندیدن....و منم خندیدم...بیاد اون فرفره درست کردنا و تو کوچه پس کوچه ها دویدنا و فرفره های رنگی رنگی که تند تند میچرخیدن و صدای خنده ی بچچه ها...چقدر دلم تنگ شده برا روزایی که کوچیک بودم و بابا منو میذاشت جلوی دوچرخه اش و تند تند رکاب میزد،ته تغاریشم هی زنگ دوچرخه رو میزد و بلنبلند میخندیدیم...الان اون دوچرخه افتاده کناره حیاط و من هر روز از کنارش رد میشم و خاطره هامو فراموش کردم ...تا امروز...کاش دوباره بچگی میکردیم...حیف که بیش از اندازه بزرگ شدم و قد کشیدم...دیگه اون دوچرخه تحمله وزنه منو نداره...اما میخام پاشم برا خودم فرفره درست کنم بیاد بچگی ها و برا دلی که امروز پر کشید سمت اونروزا....
پ.تولد نوشت:فردا تولد حنانه ی عزیزم هست بهش تبریک میگم و بهترین ها رو براش آرزو دارم اون فرفره های بالا هم تقدیم به حنانه کاشکی خوشش بیاد.
سلام
و ممنونم ... سر فرصت می یام می خونم نوشته هات رو عزیزم .
و تولدش هم مبارک ...
سلام و خواهش
خب یه دوچرخه بخر خودت بچه دار شو بچه تو بذار جلوش و برید خوش بگذرونید ....
+ من فقط بلدم کلماتو کنار هم بچینم !
خیلی دنگ و فنگ داره راه حل بهتر بده
یادش بخیر...منم خاطره های خوبی با فرفره دارم
مرسی که یادآوری کردید
سلام.هممون خاطره داریم و چقدر شیرینه یادآوریش
خوب یادمه که بچه بودیم باید برای کاردستی از این فرفره ها درست می کردیم. باد نبود تا بچرخه برای همین سعی می کردیم با فوت بچرخونیمشون
یادش بخیر
تولد حنانه خانوم هم مبارک
سلام.یادت میاد؟ حیف چه روزایی بود
آخی ... منم یادم میاد اونارو ... اما خیلی اهلش نبودم ...
تولد حنانه هم مبارک ... شب میرم وبش تبریک میگم ...
سلام
بچه سوسول قرطی، حتما شما با یویو بازی میکردی یا هواپیما اختصاصی داشتی
البته وانیا ، بچچگی های تو میشه قرنها سال پیش !
آبجی خانوم اون موقع هم فر فره بوده ؟!
بنازم ادبیاتتو قرنها سال پیش
فرفره ماله بچه کوچه بازاریا بود
نه ماله شما بالا شهری 206یا
حتمن درست کن وانیا. حتمن درست کن.
یکی هم واسه من درست کن.
بعدش بگیر جلوی باد.
بذار تا اونجا که میتونه بچرخه.
اون بچرخه و من بخندم. مثل بچه گیام.
اون بچرخه و من بخندم ...
سلام آره درست میکنم
بخند الن
سلام م م م
خوش به حال حنانه
کاشکی ماهم از این فرفره خوشمل ها میگرفتیم
یادش بخیر میبردمشون دم پنکه که سریع تر بچرخن، چه عشقی میکردم از چرخششون
سلاممم
قابل نداره توهم یکی بردار
سلام
آی گفتی
منم یه مدت گیر داده بودم با دوستام درست میکردیم و میفروختیم.چه حالی میداد
ماهم میفروختیم
هر کدوم یه 5زاری اگه خیلی رنگی و بزرگ بود 5تومنی طلایی یادته کوروش از این صندوقای میوه میذاشتیم چوبه اینا رو میذاشتیم روش و هی برا مشتری فوت میکردیم
بچه ها با امیر کلی فرفره درست کردیم وخندیدیم به یاد همه
عجب سوتی ای دادم ...

قرنها سال پیش !!!!!!
خدایه سوتی تویی یادت رفته باید به پوریا اطلاع داد
سلام وانیا جونم
آخ گفتی ...
فرفره ، بادبادک ، قایق کاغذی و صدها چیزه جورواجوره دیگه که با دستای کوچولوی خودمون میساختیم و عشق دنیا رو میکردیم ...
یادش به خیر ...
سلام رها بانو
من هیچ وقت یاد نگرفتم قایق کاغذی رو
یادددددددددددددددش بخیر
دل منم با گفته های شما پر کشید ! :(

فرفره....
تولد حنانه خانوم ام مبارک باشه :)
ایشالا سالهای سال زنده باشن تا رفیقی مثل شما بهش تبریک بگه...
آخی
ممنونم برات درست کردم غصه نخور
حنانه گله
منم فففرررررررررررررررره
تو هو یکی بردار
دست گلت درد نکنه ، ممنوووووووون
چه رنگی عه واسه من حالا ؟ :دی
هفت رنگه خوشت میاد؟
گاهی وقتها فکر میکنم
چقدر نوستاژی داریم ما بچه های این سرزمین
نوستالژی تمام لحظه ها
تمام فرفره ها
تمام دوچرحه ها...
"اینجا سرزمینی ست که جوانانش هنوز به سی نرسیده، افسوس گذشته ها را میخورند..."
دقیقا راست میگی کوروش
نوستالژی .....
سلام وانیا..چه فرفره های قشنگی...چه خاطرات رنگینی...به حنانه جان هم تولدش رو تبریک گفتم...اینجا هم دوباره میگم...
سلام.
قربونت برم مهربون
سلام وانیای عزیز
خیلی حس خوشگلی داشت
منم دلم فرفره خواست
چقدر شادی بی بهانه ی اون روزا الان دست نیافتنی به نظر میاد
سلام گندم جان
من که امروز ساختم تو هم بساز بهت یه حسه خوب میده ها تازه کاغذ رنگی نداشتم با مداد رنگشون زدم
نازیییی چه فرفره های خوشگلی.دل منم پر کشید سمت اون روزها... جای همه رو خالی کن وانیا حتما
سلام.حتما جات خیلی خالی بود با امیر دوره خونه چرخیدیم و خندیدیم
جواب کامنتمو نمیدی چه برسه به اینکه فرفره بخوام
شادم
هرچند نمیشناسمت ولی برات میسازم
منم فرفره میخااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
واسه منم درست کن
نازی یادش بخیر
تفلد حنانه رو هم بهش تبریک گفتم صب
چششششم خانومی
یادش بخیر
چقدر زود میگذرن ...
لحظه ها ...
دنیای کودکی انگار جداست با این زندگی لجن مال شده ...
میبینی علی جان چقدر دورافتاده است ای خاطره ها
آخی وانیا یادش بخیر
حاضرم هر چی دارم بدم اما چند ساعت برگردم به همون دوران بی دغدغه
یادته یه سری فرفره ها هم داشتیم که چوبی بود و می چرخوندیمش روی زمین گاهی چراغ داشت ...
فانوس های کاغذی درست می کردیم
بادبادک می ساختیم ....
چرا بچه های الان اینقدر از دوران کودکی ما فاصله دارن؟؟؟
آره میبینی هاله چقدر جدا افتادیم از اون روزا
منم فقط دلم میخاد یه دقیقه بشم همون دختر کوچولو
همشو یادمه هاله
فرفره فروشی هم داشتیم
سلام استاد
باپست جدید به روز هستم سربزنید .
سلام شما فرفره نمیخاید؟
با فرفره میام
سلام
آخ که عجیب یاد گذشته ها افتادم...
هیییییییییییییی روزگاااااااار پیر شدیم رفت
تولدش مبااااارک
سلام.پیرمرد چرا چشاتو اینجوری کردی؟
کلی خاطره تلخ و شیرین تو ذهنم شروع به رژه رفتن کردند.
چقدر خنده دار و مزخرفه!
مزخرفایه حال خوب کن البته
خب برو
میرم
سلام،
ممنونم عزیز. مطالب شما هم زیبا بودند.
سلام ممنونم
سلام
بله یادمه اونم چجور
واسه خودمون کاسبی شده بودیم
یه چیزای دیگه هم میفروختیم که الان اصلا یادم نیست
سلام
حیف که زود فراموش میکنیم
بیا خودم یادت میدم عزیـــــــــــزم !
ای کیو من مشکل داره هرکی یادم داد یاد نگرفتم
آخی فرفره دوچرخه سواری... نوستالژی قشنگی بود.. ممنون
آخییییییی ریحانه خیلی زود گذشت
_________*___*___*__*_______******
__________*___*__*________**::::::::**
______________*__*_______**::::::::::**
_______________*__*_____**:::::::::::**
________________*__*___*:::::::::::::**
_________________*_*__*::::::::::::::**
_____**********____##*::::::::::::**
___**:::::::::::::::::::* ^^*::::****::::**
__**::::::::::::::::::::*^^^**:::::::::::::**
___**::::::::::::::::::::::*^^ ^*:::::::::::::**
_____**:::::::::::**::::::**^^*:::::::::::**
__________****:::::::::::::*^*********
____________**:::::::::::**
___________**::::::::**
_______.oº º .******
سلام دوست عزیز
با اولین پست هم اتاقی به روزم
تشریف بیارین و خوشحالم کنین
حتما ممنونم از پروانه تون
آره!!!!!!!!!!
واقعا یاد روزای بی خیالی و خنده های از ته دل دوران بچهگیها مون به خیر.
من هم هوس کردم فرفره درست کنم
بروووووووووووووووو درست کن خیلی کیف میده
حکایت من و می دونی؟ با فرفره به هم گریه خورده حکایت حسرت های من. بچه که بودم می خواستم فرفره فروش بشم... یه بارم نشستم روبروی در خونه مون فرفره بفروشم که خب یه ادامس خروس فروختم... ای وای ؛ یادم رفته چطوری باید درست کرد. یادم رفته اما هنوز عاشق این کارم. به خدا یه روز برمی گردم فرفره می فروشم.
زری بیا برگرد باهم میفروشیم منم بیکارم
آخــــــــــــِی یاد بچگیام افتادم...
خب یکی د
رست کن
واااااااای وانیا جونم رفتم به اون روزا
دلم واسه بچگیام لک زده چقد خوش بودیم اش بشه دوباره برگردیم همون روزا
منم فرفره میخام خب
کاش میشد بریم به اون روزا
کم کم با این همه درخواسته فرفره باید در وب رو تخته کنم برم فرفره فروشی
کاش آدما همیشه مثل بچگیها میتونستن با کوچکترین بهونه ها شاد بشن و واسه خندیدن خیلی خساست به خرج نمیدادن،دوچرخه را عوض کن یا وزن کم کن تا بتونی سوار شی
کاش میتونستن
آقا شما راهکار میدی برا سواره دوچرخه شدن من مشکلم با اینکه از بچگی هام جدا شدم
منم با خودتون ببرید فرفره فروشی !
شاگرد نمیخام ینی میخام نمیتونم خرجشو بدم
سپاس از حس نوستالژیکی برما وارد کردید
خواهش میترابانو
فرفره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
چیه گلم من که گفتم در اینجا رو تخته میکنم میرم فرفره فروش میشم
هوووم! تقصیر ما نیست...زمین روزی یک بار خودش را دور میزند
تقصیر هیچ کس نیست زمین هم مقصر نیست فقط گاهی سرش گیج میرود
اینم فکریه هااااااااا
بیا منم پایه ام شریک درامد خوبیم داره
هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گــــــاه بر روی زمیـن زل می زنم
گاه بر حافــــــــظ تفــاءل می زنم
حافــــــــــظ دیوانه فـالم را گرفت
یک غـــزل آمد که حالم را گرفت:
ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
------------------------------------------------------------------
چه روزای خوبی بود....................
راستی تولد حنانه عزیز هم مبارکـــــــــ
وانیا جان به روزم
قربونت برم با این نوشته های قشنگت ممنونم
سلاااام...
آخخخخخی...
کانسپت طرح ترمینال من همین جینگولیا بودن...
الان میفرمایین من جینگولم؟
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای مرسی وانیا جونم ! مرسی !!!

هم خیلی خیلی خوشحالم ، هم خجالت زده که چرا باید آخه الان من این پستت رو بخوونم ، چرا آخه این همه لطفت رو باید الان ... ؟!! چی بگم وانیا ؟! هیچچی نگم بهتره !
یک دنیا ازت ممنونم نازنین و ازینکه بهترین هدیه ی دنیارو بهم دادی بازم ممنونم ! خیلی خیلی !
با اینکه عکس فرفره ها برام باز نشد ولی مطمئنم خوشگل و دوست داشتنی ان و پر از حس های قشنگ مثل فرفره های کودکیمون !
بارم مرسی وانیای عزیزم.
خواهش میکنم دوست دارم من بیش از این حرفا
باور کن این مدت خیلی کم فرصت می کنم بیام توو نت و اگه هم میام خیلی کوتاهه و نمی تونم به وبلاگ ها سر بزنم و یا نهایت هر بار چند تاشونو !
کاش بهم خبر داده بودی وانیا جونم !
مهم نیست من ازت ناراحت نیسم که تو هم بیخیال من این کارو برا تشکر تو نکردم چون دوست دارم
چقدر دلم فرفره رنگی خواست وانیا جون ! یادش بخیر ... من هم با دخترخاله هام همیشه درست می کردیم فرفره و چه لذتی داشت برامون بازی باهاش ....
یادش بخیر....
آره سهبا عاشقه تعطیل شدن بودیم و فرفره درست کردن فصلی داشت واسه خودش