برای فردای حافظه ام
برای فردای حافظه ام

برای فردای حافظه ام

دزدکی های لعنتی...



چقدر دلم میخواهد دزدکی با خودم خوش باشم، درست مثه همیشه هایی که دروغکی حالم خوبست، وقتی توی رویا غلت میزنم...


چیزایه خوشمزه میخورم...لباسای خوشگل و گرون قیمت میپوشم...با آدمایی که دلم میخاد میگردم...


دل خوشم به همین دزدکی های خیالی به همین شهزاده بودن خیالی به همین زندگی خیالی


دیشب توی خیالم پری رو بودمو پری پوش و پری نام...


شیرینیش مثه قندهایی بود که توی کودکی بخاطر دزدکی خوردنش پشت دستام سرخ میشد


چقدر دوست دارم این دزدکی های لعنتی رو


چقدر دوست دارم خیال های خامی که هیچ وقت پخته نمیشوند اما دل درد که نمیآورند هیچ تازه سرخوش هم میکنند


چقدر دوست دارم دزدکی هایی که فقط ماله خودمه و هیشکی نمیتونه ببیندشون


خدایا ممنون بخاطره چیزایی که ندادی اما گذاشتی خودم هرجور دلم میخاد داشته باشمشون!!!


آرامش...هیاهو



آرامشی
ست بس عجیب در پس هر غروب

(گاهی بغضی ست فرو خورده،گاهی لبخندی ست در آغوش تو)

 هیاهوی غریبی ست در پس غروب ساحلی ساکت

با یاد تو

و

من تنهاتر



***


سفر خوبی بود اما نه اونی که من انتظارش رو داشتم!!! گاهی آدمیزاد میفته تو هچل ، تو عمل انجام شده قرارش میدن و اون لحظه مزخرف ترین حس دنیا رو داره

دو تا پیشنهاد...بازم سفر


اول


   "همایش مدیریت و انتخاب"،بیست و یکم مهرماه برگزار میشه جزییاتش رو از اینجا میتونید ببینید.


دوم


     دهمین فایل رادیو مذاکره به روز شد،من که قسمت به قسمتش رو گوش میدم امیدوارم برا شما   هم جذاب باشه...


سوم

 

  دارم میرم سفر تا هفته ی آینده نیستم،به محلات هم سر میزنیم صرفا برا آب گرمش،بقیه جاهایی که میرمو میام مینویسم.