برای فردای حافظه ام
برای فردای حافظه ام

برای فردای حافظه ام

تخم دو زرده!!


اینم شام امشب بنده...

تخم مرغ دو زرده....



مامان خانومی فرمودند:خیلی خوش شانسی!!!

دانشگاه،من،گربه

اینم دوست جدید من توی دانشگاه که چند ماهی میشه بهش غذا میدم،اسمشم گارفیلد و فوق العاده تنبله و تازگی ها هم با چنگال فقط غذا میخوره!!!!



تهران...





تهران شلوغ تر از این حرف هاست، 


که کسی صدای کفش های تو را بشنود 


و یاد خاطره ای بیفتد.