
همیشه وقتی دلم میشکنه بدجور بغض میکنم...نفس کم میارم...نفسم بند میاد...حسه خفگی...دستمو میذارم رو گلوم و فشار میدم...کم کم اشک میریزم...اشک...دستمو میذارم جلوی دهنم...به هق هق که میفتم بازم نفسم بند میاد...همیشه نفس کم میارم...اینروزا کمتر نفس میکشم...
...گاهی دلم از زنانگی ام میگیرد...کاش دختر بچه ای بیش نبودم...
منو ببخشید برا این همه حس بد که بهتونمیدم دست خودم نیست...

