X
تبلیغات
رایتل

بغض..

چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:50 ق.ظ



همیشه وقتی دلم میشکنه بدجور بغض میکنم...نفس کم میارم...نفسم بند میاد...حسه خفگی...دستمو میذارم رو گلوم و فشار میدم...کم کم اشک میریزم...اشک...دستمو میذارم جلوی دهنم...به هق هق که میفتم بازم نفسم بند میاد...همیشه نفس کم میارم...اینروزا کمتر نفس میکشم...


...گاهی دلم از زنانگی ام میگیرد...کاش دختر بچه ای بیش نبودم...



منو ببخشید برا این همه حس بد که بهتونمیدم دست خودم نیست...


نظرات (20)
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:14 ب.ظ
گریه ...
امیدوارم بغضت رو سبک کنه
زود آروم شو وانیا جون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سبک که میشم میزنم زیره خنده از ته دل میخندم
بعد میفهمم این خنده ها زجر اورتره
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:19 ب.ظ
گریه کن...سبک بشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گریه میکنم...ممنونم
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:20 ب.ظ
عزیزم با این عکسی که گذاشتی حسابی میشه حست رو درک کرد ، منم وقتی بغض می کنم حس می کنم که تمام وجودم داره اب میشه وقتی اشک ها م می چکه و سیل اسا می یاد نمیدونم گاهی چقدر سخته حتی گریه کردن

نمی دونم چی شده اما عجب این نوشته و اون اشک هات من رو برد توی حال هوا چشمام اشکی شد ... امیدوارم که بهترین ها در انتظارت باشه برای منم دعا کن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ماهکم
منو ببخش که حالتو بد کردم
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:45 ب.ظ
این حس خفگی منو داغون میکنه
صبور باش......زمان میگذرد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره سارایی بد حسیه
زمان اگه متوقف بشه....
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:53 ب.ظ
گریه دوای درده
کاملاا میفهممت امروز منم بغضی دستش رو رو خرخرم گذاشته بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بد حسیه
اشکم برام ناز میکنه کم کم
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 01:14 ب.ظ
سلامم وانیا جان
بنویس عزیز جان بنویس و گریه کن..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنون که درکم میکنی
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 01:43 ب.ظ
آره وانیا کاش همیشه همون دختربچچه کوچولو میموندیم ...کاش به همون راحتی بچگی بغضمون میشکست و گریه میکردیم ...
خیلی ای کاش ها هس ....

توم یه روز آروم میشی ....دعا میکنم واست ....
دلم میخاس پیشت باشم ولی حیف....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاش میموندیم
کاش اونقدر کوچیک بودیم که بی بهونه بریم تو بغل کسی و گریه کنیم نه کم بیاریم...
ممنونم کیانا جان سمسات بهم امید میده
مرسی که هوامو داری...
کم دارم یکی رو برا درد و دل اینروزا با خودمم کم حرف میزنم
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 03:03 ب.ظ
گریه کن ، گریه قشنگه
گریه سهم دله تنگه ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دلی جونم..
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 03:46 ب.ظ
وانیا نبینم ناراحتی...چرا آخه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نپرسسسسسسسسسسسسس
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 03:52 ب.ظ
گریه خوبه خیلی خوبه ... بذار بریزه اشکات ... نذار این اشکا بشه یه وزنه سنگین روی قلبت ... حالا بهردلیلی اشک بریزی ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم...
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 04:03 ب.ظ

باورت میشه اگه بگم ظهر داشتم بهت فکر می کردم؟
آدرس بلاگت رو گم کرده بودم به این فکر می کردم کهاز تو کامنت های قدیمی پیدات کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربونت برم آترا جونم
تو وبه پانی پیدات کردم پانی پیوند دهنده ی قلبهاست
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:26 ب.ظ

پانی؟پیوند دهنده خیلی چیزاست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مثلا چیا؟
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:38 ب.ظ

امروز دلم هوس کرده بود به اندازه ی سرانگشتی زنانگی کنم دلبری کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دلبری هایم هم بی جواب است!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:45 ب.ظ
سلام

خوبی

ت روخدا اگه میخوای به یه ادمه فقیر کمک کنی یه شارژه 2هزار تومنی ایرانسل

اگر هم در توانت هست بیشتر بگیر واسه این ادرس بفرست

nazaninfagir.blogfa.com

بخدا دعات میکنم

ایشالا که خدا تمام ارزوهاتو براورده کنه ایشالا تمام مشکلاتت حل بشه

تو روخدا بخدا نیاز دارم خودم یه ریال هم ندارم برم بخرم

تو کمکم کن بخدا دروغ نمیگم احتیاج دارم

خواهش میکنم

منتظرم بیا تو وبلاگمو واسم بفرست


بذار دله منم شاد بشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما حالت خوبه؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از من حالت بدتره
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 06:30 ب.ظ
:(
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:((
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 07:52 ب.ظ
سه روزه که بغض کرده ام، دعا کرده ام که این بغض خفه ام کند نمیدانم شاید ماندن این بغض و عذاب دادنم تاوانیست که باید بپردازم
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسیر من، نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

امتیاز: 0 0
پاسخ:
تاوان نه...
من بیشتر از هرکسی اینجا احساس تقصیر میکنم...
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:00 ب.ظ
ساده بگیر که ساده بگذره

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
انقدر سیر بخند تا که غم از رو برود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیتونم بخندم الی بدجایی گیر کردم
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:08 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:39 ب.ظ
بغض نکن فقط گریه دوست من
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 11:47 ب.ظ
وانیا؟!!!!!!!!!!
سکته مون دادی
چی شده دختررررررررررر؟
چی شده آخه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منو ببخش
جز اینجا جایی نیست برا حرفام من کلن کم حرفم با کسی زیاد حرف نمیزنم بیشتر مینویسم
مجبورم بنویسم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد