X
تبلیغات
رایتل

دیروز

شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 10:30 ق.ظ


دستش را که میگیری...نگاهش که میکنی...صورتش را که نوازش میکنی...در آغوشش که میگیری...بویش که میکنی...بوسه های پی در پی...آیاهمه همان حسی را دارند که دیروز داشتی؟!!


صدایش که میکنی...صدایت که میکند...صدای خنده هایش...همان حس دیروز را دارند؟!!


متنفرم از فاحشه ای که این روزها به جای من میخندد...به جای من با تو نفس میکشد...

متنفرم از فاحشه ای که این روزها با او بیدار میشوی...در آغوشش میگیری... و با او میخوابی...

متنفرم از فاحشه ای که این روزها یاد مرا از تو میدزدد،برایت لبخند میزند،برایت دلبری میکند....


هر کسی ارزشی دارد به اندازه ی خودش...اگر تمام فاحشه ها را هم در آغوش بکشی بازهم طعم دیروزهایمان را نخواهی چشید...


نظرات (6)
شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 01:05 ب.ظ
این پست خیلی نفرت توش داشت وانیا
امتیاز: 0 0
شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 01:08 ب.ظ
سلام
چه پست تلخ و مکدری ؟!
بهت نمیاد اصلن دختر این همه تکدر و نفرت
امتیاز: 0 0
شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 01:37 ب.ظ
فاحشه کسی است که یاد کسی را به گند میکشد
تن فروشی آنقدر ها کثیف نیست که وجدان فروشی..
از فاحشه ها تنفر ندارم
از آدمهای هرزه ای که دیگران را راحت وا میگذارند و میروند اما بیزارم..
امتیاز: 0 0
شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 09:31 ب.ظ
غم داشت...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 08:09 ب.ظ
سلامم وانیا جان
قبول داری گاهی هر چی بیشتر به جمله آخر می رسند بیشتر غرق میشن ولی به روی خودشون نمیارن...
میفهمن و به نفهمی می زنن انگار...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزه دلم
درده بزرگیه نفهمیدن و بزرگتر از اون انکار کردن
یکشنبه 28 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:24 ق.ظ
سلام وانیای عزیزم.
چقدددددددددددر حسهاتو می فهمم .دیگه نتونستم چیزی نگم.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد