X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

سردمه...دارم میلرزم

یکشنبه 10 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:43 ب.ظ


زمستان استخوان سوزی ست...


و اما تولدی دیگر در میان این همه سردی...


باید پوست بیندازی...تخم بترکونی...درست مثه جوجه کلاغی که آنقدر نوک میزند به پوسته اش تا سر در بیاورد از زندگی،از آغاز...



+تمام دیروز رو منتظر یه تماس بودم...


+شاید پستچی ها در خواب نازند آنجا...


-بی ستاره" چند شب پیش از رادیو هفت شنیدم.


نظرات (6)
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 12:40 ق.ظ
دی ماهی با آن اقتدار معروف...

هوا دقیقا استخوان سوز است

امیدوارم زودتر پست چی با اخبار خوب برسد
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 09:43 ق.ظ
دیریست دیگر منتظر نامه و
پستچی نمی مانم و نیستم
سوز و سرمای پوست انداز ِ
من شاید تمام شده.......
یاحق...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:49 ق.ظ
خبری نشد هم نشد
منتظر روزایی باش که کسی منتظرت نمیزاره ..بی منت..
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 03:20 ب.ظ
...یک تولد واقعی...اول درد دارد...
بعد شگفتی...و بعد لبخند و لذت و وجد...
زمستان پیشمرگ بهاره...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 06:28 ب.ظ
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
هوای زمستان همه جا همین است.
دی و بهمن و فروردین و حتی مرداد هم ندارد
زمستان است...
اما تو لبخند بزن
به قول تیراژه
یک کلام و لبخند بی منت به دنیا می ارزد:)
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:19 ب.ظ
سلام. من اینجا رو مدتهاست که می خونم دوستم. ولی تا به حال کامنت نذاشته بودم...
این چند روز منم سخخخخت منتظر یه تماسم. فقط بفهمم حالش خوبه...
این صفحه ٬ این پست ٬ خیلی حرف لم بود...
خیلی زیاد...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد