X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

گلهایی که حرف میزنند با من...

سه‌شنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 11:54 ب.ظ

 90/1/12 یه روزه بارونی


90/2/20


تاریخش یادم نیست!!


وانیا نوشت: هنوز گیجم و حرفی ندارم برا گفتن،فقط این عکسا رو گذاشتم تا حسه اینجا عوض بشه،میخاستم این عکسها تقدیم بشه به محسن که اینروزا دلش بدجور گرفته و آلن که نمیدونم یهو چی شد و رفت!!!!

(عکسهایه باغچه ی کوچیک خونمونه که درست روبروی پنچره ی اتاقمه،وقتی بارون میاد بهترین تصویره دنیا روبرومه)


پی تبریک نوشت:تولد تیراژه عزیزم  مبارک و تولد حامدخان هم مبارک.

نظرات (28)
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:16 ق.ظ
اران می آید و به جای کفش هایت
خیالت خیس می شود
خیالت غر می زند
برای خیالت شعر می خوانم
خیالت مسخره می کند
آخرش رفتی و نفهمیدم که
نمی فهمی یا نمی فهمم
ولی هنوز هم می گویم،
به خدا عشق خز نیست
شعر خز نیست
دوست داشتن خز نیست
احساس کردن خز نیست
نفس عمیق زیر باران خز نیست
گفتن دوستت دارم خز نیست
به خدا فاز نگرفته ام
من دوستت داشتم و
تو رفتی
رفتی و من،
هر روز از خیالت می پرسم و نمی دانم و
نمی فهمم دلیل رفتنت را
شاید چون دوستم نداشتی
شاید چون دوستت داشتم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کلماته زیباییست حیف که اسمت نیست تا احساست کنم
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:19 ق.ظ
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقتی است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور،

به همان سبز صمیمی، به همان باغ بلور

به همان سایه، همان وهم، همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم میگیری؛

به تبسم، به تکلف، به دل آرایی تو

به خموشی، به تماشا، به شکیبایی تو

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است،

در من انگار کسی در پی انکار من است،

یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است،

یک نفر ساده، چنان ساده که از سادگیش

می شود یک شبه پی برد به دلداد گی اش

یک نفر سبز، چنان سبز، که از سرسبزیش

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است ...

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست؛

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست؛

پس چرا رنگ تو با آینه این قدر یکی است؟

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود،

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود ...

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است،

و تماشاگه این خیل تماشا شده است؛

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی ...

عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

"بهروز یاسمی"
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم از انتخابت برا این شعر
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:42 ق.ظ
سلام خواهری وانیا ...

عکسا خیلی قشنگ بود ، به خصوص اونا که تو باغچه هستن ...

تولد بچچه ها هم مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام داش ممد
ممنونم همشون تو باغچه بودن اون یکی رو از باغچه جدا کردم گذاشتم روبروم
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 01:31 ق.ظ
خیلی خوشحالم وانیا که اینجارو طراوت و زندگی پرکرده با این گل های زیبا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.میلاد ممنونم ازت ممنون که هنوز هستی
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 07:35 ق.ظ
سلام وانیا بانو
باغچه قشنگی دارید
اون حوض هم صفایی داره ها
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام جناب تمدن
ممنون
اون حوض عشقه منه
باورت میشه گاهی مثه خلها یه تیکه لباس برمیدارم میرم اونجا با دست میشورم!
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 07:50 ق.ظ
چه گلهای خوشگلی !
حالا این گل ها چی میگن ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باورت نشده تعجب کردی؟
خیلی چیزا تا حالا با گل حرف نزدی؟
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 09:02 ق.ظ
اونقدر غم زیاده که حتی یادمون رفته ... بهاره ... بهار ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
راست میگی بخدا
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 09:12 ق.ظ
سلام
زیبا بودن این دوستتون محسن که باید قدر شما رو بدونه دستتون درد نکنه بخاطر عکسها ولی اخری معلوم نیست حجم عکسها رو بیار پایین خوب میشه باپست جدید به روز هستم .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنونم
امیدوارم محسن خوب بشه و دوباره بخنده هرچند خیلی وقته که دلش گرفته
چشم حجمشو کم میکنم
سرمیزنم بهتون
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 09:42 ق.ظ
مرسی وانیا جان. ممنون از لطفت.

این گلا خیلی خوشگل و نازن.
وقتی دیدن عکس این گلا ، آدمو اینقدر سرحال میاره ، قطعن دیدن خودشون خیلی بیشتر به آدم حال میده.

در مورد رفتنم هم ، بذار به حساب خستگی.

ایشالا همه بچه های بلاگستان سرحال باشن.
روح شیرزاد عزیزم هم شاد باشه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آلن جان
من کاری نکردم فقط وقتی این عکسا رو تو کامپیوترم نیگا میکردم یاده پسته تو و محسن افتادم یاده اون دوتا درخته متفاوت
یاده گلهای شما
یاده کامنتی که گفتی منم بذارم عکسا رو
دلم برا همه چیز تنگه
پستهات خیلی جاش خالی و خودت
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 10:18 ق.ظ
همیشه آرزو داشتم اون حیاط رو ببینم
اما هیچوقت دعوتم نکردی بیام
مهربونی اما این مهربونیت برا من کم میاد
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 10:57 ق.ظ
سلام وانیا جون.در نوع خودش بهشتیه واسه خودشا.باغچه ای رو که روبروی اتاقت هست رو میگم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دلی جونم
گاهی بهشته و گاهی که داغونی اوناهم دلشون بدتر گرفته و پرژمرده هستن
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 10:59 ق.ظ
راستی تولد دوستهای نازنین رو هم تبریک میگم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ممنونم از طرفه اونا
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 11:13 ق.ظ
خوش به حال محسن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوش بحال...
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:45 ب.ظ
عجب باغچه و حیاط با صفایی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام امیرحسین
بفرمایید پیکنیک تو حیاطمون
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 01:34 ب.ظ
سلام...حالا چرا گیجی؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ببین کی اینجاست!!!
وحید نمیدونم چرا گیجم
خوشم میاد از اون همه رنگ و تصویر اصل حامو گرفتی فقط همون یه کلمه رو
که نتونستم زیره اون همه عکس قایمش کنم
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 03:06 ب.ظ
چه گلای قشنگی :)
مرسی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قابل نداره پارسا جان
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 04:56 ب.ظ
دستتون درد نکنه زحمت این لباسهای منم بکشید
شرمنده هاااااااااااااااا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دستت درد نکنه زن گرفتی براچی؟
برا اینکه ماشین لباسشویی بیاره با جهزیه اش دیگه
من گاهی میرم فقط فکر میکنم آب هدر میدم و...
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 06:03 ب.ظ
چه حس خوبی میده این عکس ها به آدم عاشق گل و گیاهم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درست مثه مامامنه من
خوشحالم خوشت اومده
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 06:07 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه رمانتیک و خجالتی
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 06:58 ب.ظ
گلای نازیه

تولد بچچه هام مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 07:44 ب.ظ
ممنون عزیز ... مرسی نازنین ...
خیلی محبت کردی ... یادم می مونه ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش میکنم محسن جان
من کاری نکردم
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 08:47 ب.ظ
از گیجی دربیا دیگه وانیا. وقتشه. گلها همین و می خوان بگن. زود زود زود.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم زری جونم
باشه خوب میشم خوبه خوب
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 11:55 ب.ظ
وااااااااای
خوش به حالت! من از بچگی آرزو داشتم یه باغچه داشته باشیم اما هیچ وقت نشده!
خیلی قشنگن
۲۹۳۱۸
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ملکه جان پیشکش
آخه من بجات نیگا میکنم خاونم
شماره دادی؟
پنج‌شنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 09:25 ق.ظ
ای جااااااان عجب گل سرخایی
چه حوضی
واقعا منظره زیباییه حق داری

خوشحالم که سعی داری حال و هوا رو خوب کنی
ایشالا روح شیرازاد هم از اینهمه رفاقت شاد شاااااااااااده
تولد دوستان هم مبارکاااااااااا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
حوضه قده یه لیترم آب نمیگیره
ممنونم
برا همه چی عزیزم
جمعه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 05:29 ق.ظ
عکس های خیلی قشنگیه!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم شهاب جان ولی کیفیتش بده شرمنده بضاعتم همین بود
جمعه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 01:28 ب.ظ
دلم رفت...میخوام برم نمایشگاه گل...یه دونم به یاد تو میخرم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
وای ممنونم مهربون
شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:45 ق.ظ
ممنونم و منتظرم تا نقدت و بخونم. ضمنن لطف می کنی اگر همراه این کار لینکی که توی وبلاگم هم هست بنویسی تا بچه ها بتونن از روش کتاب و دانلود کنن.
امتیاز: 0 0
شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 02:41 ب.ظ
عکسه خودشو تو باغچه افتادی خانوم سایه ات هستا
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد